كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )

390

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )

إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ به درستى كه بدترين جنبندگان بر روى زمين عِنْدَ اللَّهِ نزديك خداى الَّذِينَ كَفَرُوا آنانند كه راسخ شدند در كفر مراد معاندان قريش‌اند چون ابو جهل و عتبه و نضر و امثال ايشان يا مكابران يهود چون كعب بن اشرف و حيى بن اخطب و جدى و احزاب ايشان فَهُمْ لا يُؤْمِنُونَ پس ايشان ايمان نمىآرند و ديگر بدترين دواب الَّذِينَ عاهَدْتَ آنانند كه عهد بسته با ايشان مِنْهُمْ از كفّار و ايشان بنى قريظه بودند كه پيغمبر ص به ايشان معاهده فرموده بود ثُمَّ يَنْقُضُونَ پس مىشكنند عَهْدَهُمْ عهد خود را فِي كُلِّ مَرَّةٍ در هر بارى كه عهد مىكنند در تبيان آورده كه بنو قريظه عهد كرده بودند كه دشمنان رسول ص را يارى ننمايند و روز بدر مشركان را بسلاح مددگارى نمودند و بعد از ان گفتند فراموش كرديم و ديگرباره عهد بستند و در روز حرب خندق با ابو سفيان اتفاق نموده عهد بشكستند وَ هُمْ لا يَتَّقُونَ و ايشان پرهيز نمىكنند از نقض عهد يا نمىترسند از عقوبت غدر فَإِمَّا تَثْقَفَنَّهُمْ پس اگر دريا بىايشان را فِي الْحَرْبِ در جنگ فَشَرِّدْ بِهِمْ پس رميده گردان و متفرق ساز بسبب قتل ايشان مَنْ خَلْفَهُمْ آن را كه از پس ايشان فرارسند از اعداى شما يعنى چون بر ايشان ظفر يا بى چندان از ايشان بكش كه هيبت تو آن كافران ديگر را از مقاتله تو برماند لَعَلَّهُمْ باشند كه آن رمندگان يَذَّكَّرُونَ پند گيرند و عبرت پذيرند وَ إِمَّا تَخافَنَّ و اگر بدانى و دريابى مِنْ قَوْمٍ از گروهى كه با تو عهد دارند خِيانَةً نقض آن عهد به علامتهاى كه بر تو روشن شود فَانْبِذْ إِلَيْهِمْ پس بيفگن بسوى ايشان عهد ايشان را يعنى اعلام كن پيش از قتال با ايشان كه من عهد شما برانداختم تا تو و ايشان باشيد عَلى سَواءٍ برابر در علم به نقض عهد إِنَّ اللَّهَ به درستى كه خدا لا يُحِبُّ الْخائِنِينَ دوست نمىدارد خيانت‌كنندگان را و نمىپسندد عمل ايشان را وَ لا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا و مپندار اى محمد ص آنان را كه كافر شدند كه ايشان سَبَقُوا پيشى گرفتند بر عذاب ما مراد گريختگان بدرند يا شكنندگان عهد مىفرمايد كه مپندار كه ما عاجز گشتيم از عقوبت ايشان إِنَّهُمْ لا يُعْجِزُونَ به درستى كه ايشان عاجز نمىكنند ما را از عذاب خود و حفص و لا يحسبن به غيبت مىخواند يعنى بايد كه كافران نه پندارند كه ما از تعذيب ايشان عاجزيم .